برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: چهارشنبه 5 آذر 1404 ساعت: 1:00
وقتی زندگی سخت می گذرد ،
می توانیم تمام وقت گریه و زاری کنیم
و به عالم و آدم ناسزا بگوییم ،
اما چیزی که ما در آن زمان نمی دانیم این است که در همان لحظه،
همین دنیای غمناک ،
خالی از شادی نیست ،
هرچند کوچک و اندک ،
مهم آن است که شادی گم نشده ،
هست و در کنار ما نفس می کشد.
آنها ستاره های کوچکِ،
راه تاریک ما می شوند...
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: چهارشنبه 5 آذر 1404 ساعت: 1:00
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 1 آذر 1404 ساعت: 11:55
چه کارهایی که میبایست بکنیم ولی هرگز نکردیم! برای اینکه به ملاحظاتی پایبند بودیم.
فرصتی مناسب را انتظار میکشیدیم، تنبلی میکردیم و برای اینکه مدام به خود میگفتیم: «چیزی نیست، همیشه فرصت خواهیم داشت.»
زیرا نمیدانستیم هر روزی که میگذرد بی جانشین و هر لحظهای نایافتنی است.
تصمیمگیری، تلاش و عشقورزی را به وقتی دیگر وانهاده بودیم.
آندره ژید
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 1 آذر 1404 ساعت: 11:55
چه خلاف سر زد از ما ،که درِ سرای بستی
برِ دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی
ز تو ،خواهش غرامت نکند تنی که کُشتی
ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خَستی
کسی از خرابهٔ دل ،نگرفته باج هرگز
تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی
به کمال عجز، گفتم که به لب رسید جانم
ز غرور ناز گفتی، که مگر هنوز هستی؟
"فروغی بسطامی"
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 1 آذر 1404 ساعت: 11:55